The bigger the walls the more shameful they are

 

دیوارها به اندازه بزرگی شان شرم اورند



تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۹ | 8:26 | نویسنده : ستاره |
غمگـیـــن تــریـن جــای ِ خــاطــره ،

 

 اونجــاییـه کــه کــم کــم احســاس میکنــی

 

 چهـــرهَ ش هــــم داره از یــــــادت میـــرِه !!!

 



تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۸ | 13:35 | نویسنده : ستاره |

 

بودم!


دیــــــــــــدم با دیگری شـــادتری

رفتــــــــــم



تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۸ | 13:35 | نویسنده : ستاره |
آپلود عکس
از ساعت متنفرم


این اختراع غریب بشر که مدام
 
 

جای خالی حضورت را به رخ دلتنگی یادم می کشد



تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۸ | 13:32 | نویسنده : ستاره |
آپلود عکس

یادت باشد


من اینجا کنار همین رویاهای زودگذر


به انتظار آمدن تو


خط های سفید جاده را می شمارم



تاريخ : دوشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۸ | 13:32 | نویسنده : ستاره |

 



تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۶ | 13:9 | نویسنده : ستاره |



تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۶ | 13:2 | نویسنده : ستاره |



تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۲ | 23:23 | نویسنده : ستاره |



تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۲ | 23:19 | نویسنده : ستاره |



تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۲ | 23:17 | نویسنده : ستاره |

با احتیاط برانید

 

 

متــن ها لغزنده است

 


بسکه سطــــر به سطــــر باریـــــدم و نوشتـــــــــــــم

 

بیایید دوست معمولی باشیم

 

عشــق همه چیز رو خراب میکنه

 

نوشته های من مخاطب نداره !!!


 مخاطب نوشته هام به سادگی یک لبخند رهایم کرده

 



تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۲ | 23:15 | نویسنده : ستاره |
 

تو به افتادن من در خیابان خندیدی 

و من تمام حواسم به چشمان مردم بود 

که عاشق خنده ات نشوند!

 



تاريخ : سه شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۲ | 23:7 | نویسنده : ستاره |
آدما به دست هم پیر می شن ،نه ب پای هم

 

حقیقته تلخیه

 images (5).jpg



تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۰ | 16:40 | نویسنده : ستاره |
خیلی وقتها خیلی دیر آدمهای اطرافت را میشناسی …
 
آنوقت تازه یاد میگیری به خیلی ها بگویی لطفا جلوتر نیا

 



تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۰ | 16:36 | نویسنده : ستاره |
ارزوی خیلی ها بودم اما...

 
 
 

 

قربانی قدر نشناسی یک نفر شدم!!!

 



تاريخ : یکشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۱۰ | 16:34 | نویسنده : ستاره |

بخواب....

 

پیش از آنکه برایت قصه بگویم،

 

قصه های من تنها به درد نخوابیدن می خورند ....!

 

این قلب لعنتی عذابم می دهد فقط بلد است با خاطره ی آنکه نیست

خاطره بازی کند

 

این زبان لعنتی را بگو که هرزگی کردن را یاد گرفته است

بدون وجود ذره ای احساس با دوستت دارم های دروغی شعر می بافد

 

چه بر سر پاکی آن قلب آمده است

به چه قیمتی این گونه زندگی کردن را انتخاب کرده است

 

تو که بودی که ناگهان و بی دلیل : سرودمت....

و بی دلیل و ناگهان : تو سهم لحظه های پوچ دیگران شدی

افسوس..........

من خدای ناتوانی ها هستم !

 

که تنها مخلوقش را که تو بودی

 

میان شهری که پایان تلخی داشت

 

از دست داد..............

 



تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ | 13:23 | نویسنده : ستاره |



تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ | 13:9 | نویسنده : ستاره |

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است

دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …

دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند

دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد

دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد

دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …

دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …

دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست

دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده

دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است

دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است

دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است

دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است

دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است

دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست

دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند

دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست

دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است

دلم برای کسی تنگ است  که دل تنگ دل تنگی هایم است

دلم برای کسی تنگ است



تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ | 11:58 | نویسنده : ستاره |

زندگی کن به شیوه خودت...

با قوانین خودت...!!!

مردم دلشان می خواهد موضوعی برای گفتگو داشته باشند...

برایشان فرقی نمی کند چگونه هستی...

چه خوب... چه بد...

موضوع صحبتشان خواهی شد...!

پس زندگی کن به شیوه خودت...

چه خوب... چه بد



تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ | 11:53 | نویسنده : ستاره |
افسر عراقی تعریف می کرد:
 
یه پسر بچه رو گرفتیم که ازش حرف بکشیم.
 
آوردنش سنگر من. خیلی کم سن و سال بود.
 
بهش گفتم: « مگه سن سربازی توی ایران هجده سال تمام نیست؟
 
سرش را تکان داد.
 
گفتم: « تو که هنوز هجده سالت نشده! »
 
بعد هم مسخره اش کردم و گفتم: « شاید به خاطر جنگ ،کار به جایی
 
رسیده که دست به دامن شما بچه ها شدن و سن سربازی رو کم
 
کردن؟ »
 
جوابش خیلی من رو اذیت کرد. با لحن فیلسوفانه ای گفت:
.
.
« سن سربازی پایین نیومده ، سن عاشقی و غیرت پایین اومده.

 



تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ | 11:44 | نویسنده : ستاره |
+ کاش این روزای لعنتی که توش نفس کم می یارم تموم بشه

++این روزا دلم واسه خودم بیشتر از کسای دیگه تنگ شده.

نمی دونم شاید واقعا دیونه شدم.این روزها ساعتها به عکسام

خیره می شم من حتی واسه خودمم مردم....از کسی انتظاری نیست....



تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ | 10:34 | نویسنده : ستاره |
 
من:فقط برای خودم هستم...!!!
"من"؟!
چه دوحرفیه وسوسه انگیزیست...این"من"!
نه زیبایم،نه مهـربانم...نه عـاشق و نه محتاج نگاهی...!
فراری از دختران آهن پرست و پسران مانکن پرست...!
فقط برای خودم هستم...خوده خودم!مال خودم!
صبورم و عجول،سنگین،سرگردان،مغرور، قـانع،پر از احساس،
با یک پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگیه زیاد!!!
و برای تو،تویی که؛
چهره های رنگ شده را می پرستی نه سیرت آدمی،
هیچ ندارم راهت را بگیر و بـــــــرو...!
حوالی "من" توقف ممنوع است!
تنهــایـم؛اما دلتنگ آغوشی نیستم...!
خسته ام؛ولی به تکیه گاه نمی اندیشم...!
چشم هـایم ترند و قرمز؛ولی رازی ندارم...!
چون مدتهاست دیگـر کسی را "خیلــی" دوست ندارم...!
گيرم که باخته ام !!!
اما کسي جرات ندارد به من دست بزند،
يا از صفحه بازي بيرونم بيندازد،شوخي نيست من شاه شطرنجم!
تخريب مي کنم آنچه را که نمي توانم باب ميلم بسازم...!
آرزو طلب نميكنم،آرزو ميسازم...!
لزومي ندارد من هماني باشم که تو فکر مي کني،
من هماني ام که حتي فکرش را هم نمي تواني بکني...!
لبخند مي زنم و او فکر ميکند بازي را برده،
هرگز نمي فهمد با هر کسي رقابت نمي کنم...!
زانو نمي زنم،حتي اگر سقف آسمان ،کوتاهتر از قد من باشد...!
زانو نمي زنم،حتي اگر تمام مردم دنيا روي زانوهايشان راه بروند...!
من زانو نمي زنم...!

 



تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ | 10:31 | نویسنده : ستاره |
 

همیشه از اون پاهایی پشت پا میخوری....!!!

 

که از سر دلسوزی ............!!!!!!!

خودت نشستی بند کفشاشو بستی......!!!

اونم با چه دقتی..........!!!!



تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ | 10:12 | نویسنده : ستاره |

بــــاید بــاور کنــیم !

"تنـهـــایی" . . .

تلـــخ تــرین بــلایِ بــودن نیــســت . . . 

چیـــزهـای بـدتــری هـم هســت . . . 

روزهـــای خستـــه ای که در خـلـوتِ خـانـــه، پـیـــــر می شــوی . . . 

و ســال هــایی که ثانــیه به ثانیــه از سَــر گذشتــه اســت. . . 

تـــازه پِــی می بـــریــم کـه تــنـــهـایـی، تلــخ تــرین بـلایِ بـــودن نیســـت. . . 

چیـــزهـــای بدتـــری هم هســــت 

دیــر آمـــدن!



تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ | 10:10 | نویسنده : ستاره |

دقیقا نمی‌دونم کجایِ یک رابطه باید دل رو به دریا زد

نمی‌دونم مناسب‌ترین حرف ،

مناسب‌ترین حرکت کی باید باشه

ولی‌ میدونم ، جلوی اتفاق رو نباید گرفت

گاهی‌ هم بهتره اتفاق رو جلو بیندازی

مثلاً وقت رفتنت که می‌شه

یکباره برگردی بگی‌ دلم نمیخواد برم

وقت رفتنش که می‌شه

دستش رو بگیری بگی‌ دلم نمیخواد بری

وقتی‌ یکی‌ بهت میگه پیشم بمون

درنگ نکن ... پیشش بمون

وقتی‌ دلت می‌خواد پیشش بمونی‌ ... غرور نداشته باشی

دست‌هات رو حلقه کن دورش

بگو ... دوستت دارم ... دلم می‌خواد پیشت بمونم

بگذار اتفاقِ دوست داشتن هر چه زودتر بیفته ...

شاید نسلِ ما وقتِ زیادی برای عشق ورزیدن نداشته باشه . . !!!



تاريخ : شنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۹ | 10:9 | نویسنده : ستاره |



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۷ | 18:24 | نویسنده : ستاره |
 یاد گرفتم،وقتی بغض می کنم

 

                        وقتی اشک می ریزم

 

                     منتظر هیچ دستی نباشم 

 

               وقتی زمین خوردم،خودم بلند شم

 

                           چون می دونم

 

                                 تنهام



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۷ | 18:23 | نویسنده : ستاره |

تا حالا شده اینجوری گریه بکنید؟

 

اونم به خاطر یکی که دلتونو شکسته...

 

لامصب نمیدونم چرا همش شبا فکرش

 

سراغ آدم میاد..

 

اصن خوابو از چشات میگیره..



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۷ | 18:21 | نویسنده : ستاره |
مثل من..آدمای راستگو..خیلی زود و خیلی راحت عاشق میشن..

 

                خیلی راحت احساسشون رو بروز میدن..

 

                 خیلی راحت بهت میگن دوستت دارن..

 

                           خیلی دیر دل میکنن..

 

                         خیلی دیر تنهات میزارن..

 

     اما...وقتی زخمی بشن..ساکت میشن..چیزی نمیگن..

 

             خیلی راحت میرن و دیگه هم برنمیگردن..

 

                         (ولی تا ابد میشکنن..)



تاريخ : پنجشنبه ۱۳۹۳/۱۲/۰۷ | 18:20 | نویسنده : ستاره |
ﺑﻌﻀﯿﺎ ﺯﯾﺮﺁﺑﯽ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﺮﺍﻣﻮﻥ !

 

ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﻥ ﻣﺎ ﻧﻤﯿﺒﯿﻨﯿﻢ

 

ﻭﻟﯽ ﺧﺒﺮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻦ ﻫﻢ ﺁﺏ ﺯﯾﺎﺩﯼ ﺯﻻﻟﻪ،

 

ﻫﻢ ﻣﺎﻫﯿﺎﺵ ﺑﺎ ﻣﺎ ﺩﻭﺳﺘﻦ !

 

آﺭﻩ . . .



تاريخ : جمعه ۱۳۹۳/۱۱/۱۰ | 15:39 | نویسنده : ستاره |
.: Weblog Themes By RoozGozar.com :.

  • قالب وبلاگ
  • اس ام اس
  • گالری عکس