......
وقتی که مردانگیت را به رخ انگشتانم می کشی...
میخوامت
بِه موبایــل
بِه اینترنت
بِه مَسیج
مَن
خودت را اَز نَزدیک میخواهـــــــــــــَـــــــــم !
برای عشقم مسعود
خوشبختی
ملاقات دوباره چشم های توست حتی اگر در نگاه تو تصویری
از رویای با هم بودنمان نباشد
عشقم دوست دارم
دلم.....!!
پیش "تو" آرام است .....!!!
در واقع هیچوقت نرفته که بخواد بیاد، الانم اینجاست... سلام کن به عمو!
☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.
و میرن
.
.
.
.
☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.
و میرن
.
.
.
.
☻♥☻
\█/.\█/
.||. .||.
و یه عده فضول هم دنبالشون!!!
دلشوره
آیت الکرسی بر دقیقه ..

پسرم...پســــــــــــرم...
بله آقا؟
امروز قرار مهمی دارم
میخوام خوب سیاهش کنی
خاطرت جمع آقا
میشه عین زندگی خودم...
متلک
جواب می دادند سلام و کوفت
متلک حساب می شد!
الان تا میگی سلام....
سریع میگن: خوب اسم بچمونو چی بزاریم!؟
شامگاه عزیز ممنون ازت اما :
من ندانم با که گویم شرح درد قصه ی رنگ پریده خون سرد
هرکه با من همره وپیمانه شد عاقبت شیدادل و دیوانه شد
قصه ام عشاق را دلخون کند عاقبت خواننده را مجنون کند
آتش عشق است وگیرد در کسی کاو زسوز عشق میسوزد بسی
قصه ای دارم من از یاران خویش قصه ای از بخت و دوران وخویش
یاد می اید مرکز کودکی همره من بود همواره یکی
دوستت دارم
دختر بچه : دوسِت دارم
دختر بچه : نـــــــه …
راستـــــکی ..!
وی چت
مورد داشتیم دختره گوشیش افتاده زمین گفته آآآآآآآآآآآآآآآخ وی چتم
معنوی
شبا
شبای نزدیک به امتحانایه
.
.
.
.
.
.
.
.
چراغارو خاموش کنید
محفل معنوی باشه
میخام امشب دلاتونه ببرم پیش عمه ی استاد!
شامگاه گلم
آواره مانده از وزش بادهای سرد،
بر شاخ خیزران،
بنشسته است فرد.
بر گرد او به هر سر شاخی پرندگان.
او ناله های گمشده ترکیب می کند،
از رشته های پاره ی صدها صدای دور،
در ابرهای مثل خطی تیره روی کوه،
دیوار یک بنای خیالی
می سازد.
خدایا یکی از اینا ب منم بده الهیییییییییییییییییییییی


بهار با هزارن امید ممنون ازت
اگر نميتواني خورشيد باشي، ستاره باش،
با بردن و باختن اندازه ات نمي گيرند
هر آنچه كه هستي، بهترينش باش...
ببینید




خیلی حال کردم از این عکسه
.
.
.

اینم خوبه خخخخخخخخ
.
.
.

بیچاره دل سوخت
ﺍﺯﺵ ﭘﺮﺳﻴﺪﻡ ﻋﺰﻳﺰﻡ ﭼﻲ ﺗﻨﺘﻪ؟ ﮔﻔﺖ :
ﻣﻦ ﺗﺎﭖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭﻙ ﭘﻮﺷﻴﺪﻡ ﺗﻮ ﭼﻲ ﭘﻮﺷﻴﺪﻱ؟
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩﻡ:ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻛﺮﺩﻱ ﻗﻬﻮﻩ ﺍﻱ ﺑﺎ ﻳﻪ ﺭﻛﺎﺑﻲ ﺁﺑﻲ :|
ﻧﻤﻴﺪﻭﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﻗﻄﻊ ﻛﺮﺩ :O
ﻓﻜﺮ ﻛﻨﻢ ﺑﺎﺑﺎ ﻭ ﺩﺍﺩﺍﺷﺶ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﻛﺖ ﻭ ﺷﻠﻮﺍﺭ ﻣﻴﭙﻮﺷﻦ
الحمدالله
ﺍﻭﻝ ﺳﺎﮐﺖ ﺑﻮﺩ...
ﺑﻌﺪ ﮔﻔﺖ:ﭼﻄﻮﺭﯼ؟
ﮔﻔﺘﻢ: ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ....
ﯾﻪ ﻧﮕﺎﻫﯽ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻫﻨﺪﺯﻓﺮﯼ ﺷﻮ ﺟﺎﺑﺠﺎ ﮐﺮﺩ !!!
ﻣﻌﻠﻮﻡ ﺷﺪ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﺎ ﺗﻠﻔﻦ ﺣﺮﻑ ﻣﯽ ﺯﻧﻪ!
ﻫﯿﭽﯽ ﺩﯾﮕﻪ ﻣﻨﻢ ﺗﺴﺒﯿﺤﻢ ﺭﻭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺟﯿﺒﻢ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩﻡ
ﺍﺩﺍﻣﻪ ﺩﺍﺩﻡ:
ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ ﺍﻟﺤﻤﺪﻟﻠﻪ
عشق ماریا
" ای لاو یو "
لامصب همه کمبود محبت هامو پر کرده، خیلی به هم وابسته شدیم
عشق صاف و ساده
ﺩﺍﺳﺘﺎﻥ ﺩﺧﺘﺮ باکره+18
ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﻭ ﻭﻗﺘﻲ ﮐﻪ ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺑﭽﻪ ﺑﻮﺩ
ﺩﺭ ساﻧﺤﻪ ﺗﺼﺎﺩﻑ ﺟﺎﻥ ﺑﺎﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ!
ﻭﺿﻊ ﻣﺎﻟﻲ ﺍﻭ ﺑﺴﻴﺎﺭزجر ﺁﻭﺭ ﺑﻮﺩ …
ﺩﺧﺘﺮﮎ ﺑﺎﮐﺮﻩ ﻫﻤﻪ ﻱ ﺭﻭﺯ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﺨﺘﻲ ﺳﭙﺮﻱ ﻣﻴﮑﺮﺩ.
ﺻﺒﺢ ﺑﺎ ﮐﺮﻩ
ﻇﻬﺮ ﺑﺎ ﮐﺮﻩ
ﺷﺐ ﺑﺎ ﮐﺮﻩ …
.
.
.
ﻭ به جز ﮐﺮﻩ ﭼﻴﺰﻱ ﺑﺮﺍﻱ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﺪﺍﺷﺖ !
ﺷﻣﺎ ﻫﻢ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﺩﻧﺒﺎﻝ ﻣﻄﺎﻟﺐ ﺧﺎﮎ ﺑﺮ ﺳﺮﯼ |:
ﺑﺮﯾﺪ ﺍﺯ ﺧﺪﺍ ﺑﺘﺮﺳﯿﺪ
نکته کلیدی
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
خاک به سرم مگه مایلید؟؟
بابا مملکت اسلامی هستا!!!
میخوای بهشت و به یه بوسه بفروشی ؟؟؟
نکن برادر من ، خواهر من بده زشته ، قباحت داره...الله اکبر...پسر بپر اون تسبیح منو بردار بیار بینم!!!
نسل سوخته
وقت مادر من برای تربیت ما از یه پکیج استفاده میکرد که شامل
یک لنگه دمپایی ، فلفل ، دومتر شلنگ و یک عدد قاشق داغ میشد.
در پاره ای از مواقع حبس تو دستشوئی هم لحاظ میشد!!!
اخلاق خوب ماریا
اونم اینه که هیچوقت کسی رو به نظر گذاشتن تحمیل نمیکنم
ولی کسی که نظر نذاره خره...
تموم شد و رفت...!
شامگاه عزیز
كسي رسيدن نسيبش نشد.
شايد بهتر باشد بياييم شايد نرسيدن را تجربه كرديم



