خوب شناختمت......
تقدیم به آقا( ر شهریار).
نه برام گل بفرست نه به دیدنم بیا
نه برام نامه بده با هزار رنگ وریا
نه بریز اشک ندامت مثل اون گذشته ها
نه دیگه دم بزن از صداقت ومهرووفا
با دست نزن پس با پا نکش پیش
تو این بازی شطرنج تو ماتی ومن کیش
آخه تا کی می تونی دم از یه رنگی بزنی
هی فریبم بدیو بگی هنوز یار منی
دیگه طاق طاقتم حرف وفاداری نزن
مطمئن باش که حنات،رنگی نداره پیش من
با دست نزن پس با پا نکش پیش
تو این بازی شطرنج تو ماتی ومن کیش
تورو خوب شناختمت آره خوب شناختمت
یه آدم حیله گری مایه ی عذابی یا دردسری
یا به تعبیر دیگه گم شدی در عالم بی خبری
همینه که پشت دروازه ی عشق دربه دری
+ نوشته شده در جمعه ۱۳۹۰/۰۷/۲۹ ساعت 15:21 توسط ستاره
|