بازم شورانگیز فرستاد
نمیدونم چطوری بگم دوست دارم ازاینکه برام این شعرو متنارو میفرستی گلم
چشمانم بارانیست..
نگهم گریان به در دوخته شده..
چه جانی به لب میرساند این بی خبری...
خواستم در نگاهت گم شوم تا نگرانت نباشم..
اما تو....نگاهت را چه زیرکانه از من دزدیدی...
+ نوشته شده در یکشنبه ۱۳۹۰/۰۸/۰۱ ساعت 13:41 توسط ستاره
|