فرشته دختر همسایمون مجنون شد
درست نزدیک پاییز بود
کلاغای جوون مردن
سگا از گشنگی زنجیر می خوردن
درس نزدیک پاییز بود
هوا بد بود
زمین انگشت توی چشم ما می کرد
درای خونه رو هی باد وا می کرد
می گفتن کدخدا تو حوض خونه اش خود کشی کرده
سگش زنجیر خورده توی لونه اش ... خود کشی کرده
فرشته دختر همسایه مون لپاش گل انداخته
می گفتن چند شبه باباش اونو توی قمار باخته
درس نزدیک پاییز
کوچه مون غرق سیاهی شد
خدا افتاد توی آب و ماهی شد
صدای نازکی دائم سگامونو صدا میزد
چه غمگین کدخدا تو حوض خونه اش دست و پا می زد
درس نزدیک پاییز
آب کل چشمه ها خون شد
فرشته دختر همسایه مجنون شد
سگا زنجیر می خوردن
کلاغا .... جوجه می مردن
خدا تو تور ماهی گیر افتاد و ...
درس نزدیک پاییز خواب وحشتناکیو دیدم....
کلاغای جوون مردن
سگا از گشنگی زنجیر می خوردن
درس نزدیک پاییز بود
هوا بد بود
زمین انگشت توی چشم ما می کرد
درای خونه رو هی باد وا می کرد
می گفتن کدخدا تو حوض خونه اش خود کشی کرده
سگش زنجیر خورده توی لونه اش ... خود کشی کرده
فرشته دختر همسایه مون لپاش گل انداخته
می گفتن چند شبه باباش اونو توی قمار باخته
درس نزدیک پاییز
کوچه مون غرق سیاهی شد
خدا افتاد توی آب و ماهی شد
صدای نازکی دائم سگامونو صدا میزد
چه غمگین کدخدا تو حوض خونه اش دست و پا می زد
درس نزدیک پاییز
آب کل چشمه ها خون شد
فرشته دختر همسایه مجنون شد
سگا زنجیر می خوردن
کلاغا .... جوجه می مردن
خدا تو تور ماهی گیر افتاد و ...
درس نزدیک پاییز خواب وحشتناکیو دیدم....
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۰۸/۱۰ ساعت 10:27 توسط ستاره
|