چه صبری داری ای آسمان.

به جای همه ما میباری.

چه کسی قدر تو را دانست؟

جز آنگاه که نگاه از فریادمان ویران شد

و سکوت تیرگی ها را در جانمان کوفت.

آنگاه دانستیم آسمانی هست

که بی دریغ در رنج ما می سوزد