وقتی بشینی فکر کنی به این نتیجه میرسی که دنیا اصلا ارزش زحمت کشیدن وحسرت خوردن و عاشق شدن رو نداره دیروز ملاقات ماریا بودم خدارو شکر بهتره اما هنوزم با سرنگ بهش غذا میدن ....

واقعا معجزه شد که زنده بمونه به قول مادرم که میگه عمرش به دنیا بوده ،آره واقعا همینطوره.

اون سعی داشت ادامه تحصیلاتشو به هامبورگ بره آخه دایی ماریا دکتری پتروشیمی دانشگاه هامبورگ رو داره میتونست به ماریا کمک کنه اما بااین تصادف لعنتی تمام برنامه هاش بهم ریخت.

خیلیاتون برام نظر گذاشتین که کی هستم ورابطم با ماری چه جوریه .

جواب:

منو ماریا یک روح در دو جسم بودیم هنوزم هستیم وخواهیم بود.منو ماریا از همه چیز هم از همه کار هم خبر داشتیم گاهی وبمو ماریا تکمیل میکرد گاهی من اسم واقعی من آرزو اسم وبلاگیمم مستانه اسم مستعار ایمیلیمم سیم سام...

این از این ...

ماجرای دوستیمونم انشالله به امید خدا خودت ماریا میتعریفه تا بعد

 

 

التماس دعا (ماریا به دعاهای شما احتیاج داره