قراره از مشهدو تهران واسمون مهمون بیاد خدا رحم کنه همشون گفتن واسه دیدن ماریا خواستیم بیایم شیراز به علت مدرسه داشتن بچه ها میذاریم واسه عید

به مامان گفتم از همین حالا یه خونه بخریم تا ایل وتبارمون حیرون وسرگردون نشن خونه ما خیلی کوچیک نیست یه 100نفری جاشون میشه اما مسئله اینه که صد نفر نیستن حدود 400نفرن به بابامم گفتم یه سالن پذیرایی اجاره کن با 4تا آشپز که بشه ناهار وشامشونو داد اگه مامان بخواد واسه همه غذا درست کنه که بیچاره داغون میشه هر خونواده نوه داره نتیجه داره همشونم کمتر از 4تا ندارن

انقد تو Tvمیگه بچه کمتر زندگی بهتر باید بگه بچه کمتر میزبان راحت اگه هرکدوم از خانواده ها یکی دوتا داشتن میشدن 100نفر جاشونم میشد 

مامان میگه تو غصه نخور تا عید زیاده شاید چندتاشون نیان از حالا جوش میزنی مریض میشی آره بیخیال خدا روزی رسونه

ولی نه نمیشه فکر نکرد اتاقمو خراب میکنن اون سال که اومدن یادم نمیره که نوه دختر خالم  قاب عکسمو شکست انقد دوسش داشتم داداشم از مراغه برام آورده بود ..اون یکی  روکش صندلی میز کارمو پاره کرد اینبار دیگه خدا رحم کنه واقعا

ولی خیلی حال میده ها این خراب کاریاشون بماند دور هم بودن یه صفایی داره هروقت میان روحیمون شاد میشه یه شوهر خاله دارم مسنه اما خیلی شوخه به من میگه خانم ماراپل به زن داداشم که اسمش آنیتاس میگه آنبیتا

همین شوهر خالم به استامینیفن  میگه استالییلیفین یا به چیپس میگه چیس اگه بخوام بگم که از خنده میمیرید کاراشو ندیدین همه که نشستن گرم حرفن یهو به در نگاه میکنه میگه سلام خیلی خوش آمدید بفرما بفرما توجه همه رو به در مثلا سالن جلب میکنه ..خوشم میاد ازش

اما یه پسر عمه دارم جانماز آبکشه خیلی رو مسائل مذهبی دینی اهمیت میده 40سالی داره همه که نشستن میگه غیبت نکنید پشت مردم حرف نزنید  پاشید نماز جماعت بخونیم به قول بابام تسبیح وجانمازش همیشه دستشه میگه نماز غفیله ،نافله، آیات، جعفر طیار.....باید بخونید  ازکاراش متنفرم نه ازاینه که میگه نماز بخونید نه از این که به همه گیر میده به من میگه دختر باید عاقل باشه موهاتو بکن تو چادر بپوش ااااااااااااه

بخیال به قول آنیتا باید تحمل کنیم که یه وقت بدشون نیاد مامانم که میگه مهمون با خودش روزیشم میاره اما داداشم رو این مسائل حساس نیس بیخیاله فقط دنبال مدل مو لباسشه که وقتی میان چی بپوشه جلو بقیه کم نیاره دایی میگه وقتی ما میایم خونه آبجی شیرین از این پسر دسته گلش لباس پوشیدن یاد میگیریم مثل شبکه های ماهواره ای که دقیقه به دقیقه یه تیپی میزنن ومیان از اتاق بیرون. زن داداشم میگه هرجا میخوایم بریم من زودتر نشستم تو ماشین اما اون هنوز جلو آینه اس چطور میگن زنا همش جلوی آینه ان دنیا بر عکس شده مردا چسبیدن به آینه باور کنین هرجا میره آینه همراشه بیچاره زن داداشم چی میکشه

 

به قول بابا مهمون حبیب خداست قدمش خیرو برکت داره

از همینجا همتونو واسه عیدوتعطیلات دعوت میکنم شیراز منزل خودمون آخه قدمتون خیره حبیب خدام که هستید

میبوسمتون همتونم دوست دارم تا یه آپه دیگه بای

یه برنامه///////// یه برنامه/////////(به قول عمو قناد)