سکوت
تو بلوگفا، هر کسی میاد یه وبلاگی میزنه ،بعد اگه تونست حرفای دلش تو وبش مینویسه، اگه هم نتونست، شعرایی که وصف حال خودشه رو میذاره... منم اینجا رو ساختم و با تمام احساسم، از دلتنگی هام نوشتم، گاهی وقتا دردای دلم رو نوشتم، گاهی هم بی ربط نوشتم. این روزا داشتن یه دوست ساده، که بتونم روزمرگی هام رو باهش بگذرونم، شده واسم یه آرزوی محال .. درسته که اینجا کلی دوست مجازی دارم، اما هیچ کدومشون حرفاشون واسم قابل لمس نبود، اینجا حس خوبی از بودن بعضی از هم لینکام پیدا میکردم، اما تازگی ها حس می کنم تا میخوام کمی بهشون نزدیک بشم، ازم دوری میکنن و من حس بدی از این حالت پیدا میکنم و دلسرد می شم از کامنت گذاشتن براشون... اینجا نه من من واقعی بودم، نه شماها، بلکه همه مون یه خیال قشنگ واسه همدیگه بودیم، دیگه خسته شدم، هم از خودم ،هم از خیلی ها،،،،، دوست دارم به جای نوشتن سکوت کنم.....***
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۳۹۰/۱۲/۰۹ ساعت 10:10 توسط ستاره
|