دوستت دارم....
چشم هایم را تا بر روی هم میگذارم
بی درنگ تورا میبینم
با همان لبخند زیبایت
گویی در میان لبخندت واژه ای نهفته است
گویی میخواهی مرا ازخود برانی
اما قلبت بی درنگ
صدایم میکند
چشم هایم را باز میکنم
اما تو نیستی
ترسی تمام وجودم راگرفته
ترس نبودنت تنم را به لرزه در اورده
ندایی میشنوم
گویی امیدی در دلم جوانه میزند
می خندم
چشم هایم را میبندم
باز تو هستی
ولبخندت که مرا میخواند
وآهسته در گوشت می گویم *دوستت دارم*
وباز با شیطنت میگویی *بلندتر*
و من بلندتر ازهمیشه می گویم
دوستت دارم......
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۲/۰۸/۰۲ ساعت 12:7 توسط ستاره
|